*** به روز رسانی وبگاه 1 فروردین 1396*** *** شماره 22 مجله زبان و زبانشناسی منتشر شد*** ***نشانی جدید دفتر انجمن*** ***فعال شدن سامانه جدید عضویت انجمن زبان‌شناسي ایران*** ***سامانه جدید مجله زبان و زبان‌شناسي*** *** فعال شدن درگاه پرداخت اینترنتی***
 
 
1395/09
خبرنامه شماره 31
 
     
 
نشست تخصصی زبان و مغز
: عنوان سر مقاله
 
نشست تخصصی زبان و مغز
: خلاصه مقاله
 
 
   

نشست تخصصی زبان و مغز

ستین نشست تخصصی انجمن زبان­شناسی ایران با حضور دکتر محمدرضا باطنی و دکتر عبدالرحمن نجل رحیم، دو تن از چهره­های برجسته زبان­شناسی و عصب­شناسی ایران با عنوان «زبان و مغز» و با همکاری پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، چهارشنبه 25 آبان در سالن حکمت پژوهشگاه برگزار شد.

در ابتدای این نشست که با استقبال پرشور جمع کثیری از اساتید، دانشجویان و علاقمندان به زبان­شناسی و عصب­شناسی برگزار شد، دکتر بلقیس روشن، رئیس انجمن زبان­شناسی ایران، از برگزاری مجموعه‌ای از سخنرانی‌ها و میزگردها و کارگاه­ها در دورۀ جدید انجمن زبان‌شناسی ایران خبر داد و افزود در هیئت مدیره جدید انجمن زبان‌شناسی ایران مقرر شده است از کلیه محققان خواسته شود یافته‌های جدید خود را از طریق انجمن، به عنوان ارگان رسمی جامعه زبان­شناسی ایران، مطرح و به نام خود ثبت نمایند. دکتر محمد عاصی، رئیس پژوهشکده زبان­شناسی پژوهشگاه علوم انسانی نیز پیش از آغاز سخنرانی­ها به شرکت­کنندگان خیرمقدم گفت.

دکتر باطنی، استاد بزرگ زبان­شناسی ایران سخنرانی خود را با عنوان «مغز بالنده» ارائه داد. پدر زبان­شناسی ایران، نخست بر این مسئله تأکید کرد که اغلب برداشت درستی از آمار وجود ندارد. آمار همواره درباره میانگین­ها صحبت می­کند و نه استثنائات. دکتر باطنی در ادامه به تشریح چگونگی شکل­گیری مغز پرداخت و گفت: اولین نشانه پیدا شدن مغز در رحم، دو هفته پس از باروری است و تا پایان هفته چهارم، سلول­های مغزی جمع شده به شکل استوانه می­شوند. در ظرف چند هفته پس از پیدا شدن شمای اولیه مغز، مغز شروع به ساخت نورون می­کند. طی برنامه ژنتیکی بسیار مدون، بخشی از نورون­هایی را که نتوانستند به نورون­های دیگری وصل شوند یا پرورش خوب پیدا نکردند و آنهایی را که فعال نیستند از بین می­برد و آنهایی را که فعالند، تقویت می­کند. در موقع تولد مغز انسان صد میلیارد نورون دارد. فضای مغز یک فضای رقابتی است و در آن سلول­ها فعال باقی می­مانند. علاوه بر ساخت میلیاردها نورون، مغز سلول­های دیگر هم باید بسازد، سلول­هایی که وجودشان برای شکل گرفتن مغز لازم است. نوزاد انسان موجودی ناقص است و رشد مغزی تا بیست سالگی ادامه می­یابد. در نوزادان غلاف نورونی، میلین، وجود ندارد و  تا این غلاف نباشد راه رفتن صورت نمی­گیرد. از بین رفتن این غلاف یکی از علائم پیری است. تا غلاف میلین ایجاد نشود، کودک قادر به راه رفتن نیست. مغز انسان یک بار قبل از زاده شدن نورون­ها را هرس می­کند اما در دو سالگی تعداد نورون­ها از حد تجاوز می­کند و مغز مجبور می­شود طی فرایندی دیگر هرس سیناپسی کند. این هرس بعد از دو سالگی و یک هرس سیناپسی دیگر در دوره نوجوانی قبل از بلوغ رخ می­دهد. به ترتیبی که مغز رشد می­کند دوره­های خاصی را برای یادگیری نیاز دارد که فقط در همان دوره­های بخصوص می­تواند یاد بگیرد. درمورد زبان ماجرا پیچیده­تر است، چون مطالعات از موارد تصادفی است که در شرایط خاصی رخ داده است. این استاد برجسته زبان­شناسی افزود: دوره حساس زبان­آموزی را تا هشت یا ده سالگی گفته­اند. یعنی اگر کسی تا این دوران زبان را یاد نگیرد، دیگر یاد نخواهد گرفت. اگر کودک تا پنج سالگی زبانی یاد بگیرد بدون لهجه است و اگر آسیبی به مغز وارد شود، خود مغز آنرا ترمیم می­کند. مثلاً اگر به علت آسیبی نیمکرده چپ ضربه بخورد، مغز با انعطاف­پذیری عملکرد زبان را به بخش راست منتقل می­کند. دوره نوجوانی بحرانی­ترین دوره زندگی است چون هورمون­ها غلیان می­کنند و مغز منطق خود را از دست می‌دهد. مغز تا بیست سالگی به تدریج رشد می­کند و در آن سن رشد مغز تمام می­شود. مغز درست در همان دهه بیست یعنی در اوج توانایی شروع می­کند به پیر شدن. افت عملکرد مغز بین بیست تا سی سال قابل اندازه­گیری است. این راه به کندی ادامه پیدا می­کند تا به  کهنسالی می­رسد. اگر فرد به صدسالگی برسد 15 درصد وزن و حجم مغز را از دست می­دهد. مغز چروکیده می­شود. علت این امر معلوم نیست. عده­ای معتقدند در این مدت مغز نورون­هایی را از دست  می‌دهد. برخی معتقدند غلاف میلین از بین می­رود و مغز کند می­شود. زمان عکس­العمل ما طولانی می­شود. بنابراین نمی­توانیم با سرعت جوانی در کهنسالی عکس­العمل نشان دهیم. یادآوری مطلب در حافظه درازمدت مشکل می­شود. حافظه کوتاه­مدت کوتاه­تر می­شود. بسیاری از افراد از ابتلا به آلزایمر نگرانند. افرادی که 65 سالگی را پشت سر گذاشتند سه درصد آلزایمر می­گردند و در 85 سالگی 40 درصد می‌شود. شناخت آلزایمر در آغاز مشکل است چون نشانه­هایش شبیه نشانه­های پیری است. اما بعد از پیشرفت پلاک­هایی در مغز پیدا می‌شود که به تمام مغز تسری می­یابد. آلزایمر دروازه ورود به حافظه درازمدت را هدف قرار می­­دهد و افراد مبتلا فقط در لحظه هستند، نه گذشته نه آینده. در اینجا تجربه به کمک می­آید و همان کارهای قبل را می­توانند انجام دهند.

در ادامه دکتر عبدالرحمن نجل رحیم، عصب­شناس و عصب­پژوه، سخنرانی خود را با عنوان «زبان به­مانند فرزند تفکر انتزاعی» ارائه داد. ایشان در این سخنرانی  نگاهی به آرا رودولفو لیناس، عصب­شناس برجسته در کتاب «من در گرداب؛ از نورون تا خویشتن» داشت و گفت: لیناس به تقدم حرکت اشاره می­کند. یعنی اگر ما حرکت نداشتیم نمی­توانستیم زبان داشته باشیم. با پیچیده­تر شدن حرکت در انسان، مغز هم بزرگ­تر می­شود. این عصب­شناس در ادامه افزود: انتزاع و ساده کردن واقعیت بیرون، اساس کار مغز است. به اعتقاد لیناس تفکر انتزاعی در مغز قبل از زبان رخ می­دهد. در  فرایند زبان نیز چون دیگر فرایندهای حرکتی، حوادث  پیش حرکتی  درون مغزی  را شاهد هستیم که پیشاهنگ تمامی حرکات هدفمند هستند. ذهنیت و تفکر، درونیت بخشیدن به حرکت است. به اعتقاد لیناس پیش­بینی اساس کار مغز است. برای اینکه موجودی حرکت هدفمند داشته باشد­، باید پیش­بینی کند. هر انگاره ذهنی، ساده کردن جنبه­هایی از واقعیت دنیای بیرون است که با ساختن هندسه­ای انتزاعی از اجزایی تکه تکه شده بدست می­آید و به صورت هندسه­ای بیرونی وجود ندارد. مثلاً درمورد بینایی در مغز همه چیز شکسته می­شود و انتزاعی از جهان بیرون در مغز می­بینیم. حتی درک معمولی بینایی ما به انتزاع وابسته است.

دکتر نجل رحیم در ادامه گفت: نکته دیگری که لیناس در بوجود آمدن زبان بر آن تکیه دارد، prosody  است، یعنی صدای آغازین پوسته ترکاندن زبان. آغاز زبان با آن شروع می­شود. مجموعه علایم حرکتی و صوتی معناداری است که حیوانات برای ایجاد ارتباط با دیگری از آن استفاده می­کنند. با تعریف لیناس شاید prosody  به لحن نزدیک­تر است. لیناس به لحن به یک جایگاه پیش­زبانی نگاه می‌کند. در این تعریف از لحن: علاوه بر حرکات خاص تولید صوت ، به دیگر حرکات هیجانی و هدفمند برای ایجاد معنا در عمل نیز اطلاق می­شود­. لحن در ارتباط با دیگری معنا پیدا می­کند و نوع تظاهرات آن  به شرایط  متغیر بیرونی و درونی وابستگی دارد. نکته دیگری که لیناس به آن توجه دارد، تقلید است. به نظر لیناس تقلید منشا معنا در موجودات است. انتزاعات مغزی چون خنده، خمیازه، دندان نشان دادن و خرناس کشیدن مسری است و این تنها راهی است که حیوان می‌تواند از حالت درونی حیوان دیگر مطلع شود و کاملاً وابسته به شرایط است. تقلید اساس یادگیری است. تقلید از طریق شنوایی برای اکثر حیوانات آسان­تر است برای اینکه می­توانند خودشان را بشنوند ولی نمی­توانند ببینند. حتی قبل از این که زبان به ساختار لازم برای ایجاد ارتباط برسد،  پیش­شرطی اساسی در سازمان سلسله اعصاب می­بایست مهیا شود که ساختن انگاره­­های پیش حرکتی برای انتزاع مشخصات چیزها از خود چیزها ممکن شود. این احتیاج به انگاره­های پیش حرکتی، از انتزاعات مغز  از جهان بیرون به دست می­آید. تقلید فقط در انسان نیست، بلکه در پرندگان نیز دیده می­شود. یکی از خصوصیات انتزاع این است که دائماً مجبور به انتخاب هستیم. تکه‌هایی را که از جهان می­گیریم باید با کمک انتزاع به هم وصل کنیم.

 گفتنی است دکتر نجل رحیم، سال­ها در دانشگاه شفیلد، لندن و شهید بهشتی پژوهش و تدریس کرده است. حاصل تلاش ایشان در جهت تبیین اهمیت علم عصب­پژوهی در شناخت اجتماعی و ایجاد پیوند بین هنر و ادبیات و علم عصب­پژوهی اجتماعی بیش از پنجاه عنوان مقاله و چندین کتاب و فیلم مستند است.

سخنرانی با پرسش و پاسخ پایان یافت.

 
   
 
 
 
 
1395/09/01
: تاريخ
 
 
 
 
آرشيو
 
 
     
 
 
جستجو در وبگاه
 
   
 
 
 
دسترسى سريع
 
 
   
 
 
 
 
فهرست پستی انجمن
 
 
     
 
براى دريافت اخبار انجمن زبان شناسى ايران پست الكترونيك خود را وارد كنيد و به فهرست پستى انجمن بپيونديد.
 
     
 
 
 
 
 
 
تعداد بازديدكنندگان : 3337465
 
 
 
كليه حقوق اين وبگاه متعلق به انجمن زبان شناسى ايران مى باشد.
استفاده از مطالب وبگاه با ذكر منبع بلامانع است.